تکه پاره های پراکنده ان این روزهای من
این ممالک اجانبه هم اجب دشویی هایی دارند . آدم می نشیند و هی می خاهد بریند . از جناب ابوی پرسیده بودیم برای چه باید برویم اندونزی . ایشان جواب دادند برای اینکه پولداریم . به هر حال تا به این جا که چیز خاسی در مردمان این کشور ندیده ایم جز دشویی های خوش دستشان . اما مگر چند دفه در روز می شود رید ؟ فردا آماده می شویم برویم انستان مرکزی شهر که می گویند جای ریدمانی است . چه کنیم پولداریم دیگر . . . راستی احالی اینجا به شهر خودشان می گویند ان ان ان an an an . جالب است .
یک جام ان نوشیدیم . آیا ان بود ؟ یا من گه بودم ؟ تلق تلق ان ان . . . چه فضایی دارد این ان و این جام روی میز که هی این ور آن ور می شود . . . یک لحزه می بینی ریدی به سر خودت و کیف می کنی . لحزه ی بعدی از منگی در می آیی و می بینی هنوز همان جام ان در دستت است و نسفش مانده و نریدی رو خودت. چه لزتی دارد این نیمه ان ها . . . نیمه ان های اسحالی .
گوسفند من را می بیند . می ریند روی من . من هم دراز می کشم و می گویم ریدم ریدی رید و ریدن را صرف می کنیم . چه سوسول می نویسم من .
ضمنن هزار ان صدم هم منتشر شد . با موضوعی متفاوت : "ان، من". برای بخش آهنگ چون آهنگ نداشتیم ( آخه الاغا کله خاننده های ان پرست ده تا هم نیستن ) خودم یه زر زرایی کردم توی استودیوی شخسیه جنابه ابوی . داستانم نداشتیم به جاش عکس ان کبیره اون ته ( اون صفه ی آخر )
صفه ی اول این شماره رو به علی انینه اختصار دادیم که فک کنم کسی نباشه که نشناستش . این مهربانا هم با ریدن خودشون تو این شماره کمکون دادن : ( همینایی که این پایین می نویسم )
امیر ان شیوا - سولو ان انموسیس مهربان – سر هرمس انتر – سرزمین ریدنی و سایر انینه های مهربانی که با ان خودشون چه پرنگ په کمرنگ تونستن یه پاتوغه روشنفکری سوسولی راه بندازن برای همه ی انایی که فکر می کنن تو این جامه دیگه دارن خفه می شن نفسشون در نمیاد که زر بزنن و یه چیزایی شبیه همین گه کاریایی که خودتون می دونین ( واسه رجیم منزورمه )
یک جام ان نوشیدیم . آیا ان بود ؟ یا من گه بودم ؟ تلق تلق ان ان . . . چه فضایی دارد این ان و این جام روی میز که هی این ور آن ور می شود . . . یک لحزه می بینی ریدی به سر خودت و کیف می کنی . لحزه ی بعدی از منگی در می آیی و می بینی هنوز همان جام ان در دستت است و نسفش مانده و نریدی رو خودت. چه لزتی دارد این نیمه ان ها . . . نیمه ان های اسحالی .
گوسفند من را می بیند . می ریند روی من . من هم دراز می کشم و می گویم ریدم ریدی رید و ریدن را صرف می کنیم . چه سوسول می نویسم من .
ضمنن هزار ان صدم هم منتشر شد . با موضوعی متفاوت : "ان، من". برای بخش آهنگ چون آهنگ نداشتیم ( آخه الاغا کله خاننده های ان پرست ده تا هم نیستن ) خودم یه زر زرایی کردم توی استودیوی شخسیه جنابه ابوی . داستانم نداشتیم به جاش عکس ان کبیره اون ته ( اون صفه ی آخر )
صفه ی اول این شماره رو به علی انینه اختصار دادیم که فک کنم کسی نباشه که نشناستش . این مهربانا هم با ریدن خودشون تو این شماره کمکون دادن : ( همینایی که این پایین می نویسم )
امیر ان شیوا - سولو ان انموسیس مهربان – سر هرمس انتر – سرزمین ریدنی و سایر انینه های مهربانی که با ان خودشون چه پرنگ په کمرنگ تونستن یه پاتوغه روشنفکری سوسولی راه بندازن برای همه ی انایی که فکر می کنن تو این جامه دیگه دارن خفه می شن نفسشون در نمیاد که زر بزنن و یه چیزایی شبیه همین گه کاریایی که خودتون می دونین ( واسه رجیم منزورمه )
|+| نوشته شده توسط گتسونهمید در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 22:36 |