شدیدن پارت انم را میخاستم . . . میخاستم برینم بهش و رنگ انش را ببینم. و نبود. دور بود خاک تو سره گه . تلفن کردم . بهش گفتم ازگل میخام برینم بهت و آخه بی بفا رنگ انتو به ما بگو از پشته تلفن . . . پر از هیجان بودم و پر از ریدن . فک کنم از صدام هم تابلو بود . کمی که گزشت ، هرفهامان تبدیل شد به ریدن از راه دور و اتفاقن چه خوب بود .
زمانی دیگر : دلم برای انش تنگ شده بود . تلفن کردم . زر زدیم و گه خوردیم و خوش بودیم الکی . گفت چه خوب بود الان پیش هم بودیم . انش گنده و تازه جلوی چشمانم آمد . . . تسویر اینکه اگر انش اینجا بود باهاش چی کار می کردم یا چه کارهایی می کردم . و دیدم چقد دلم هوای انش را کرده است ، و باز ان بازی نسبتن مفصل . انم که تمام شد ( شدیم ؟) باز زر زدیم . . . گفت چقد دلش میخاهد به بهناز ان مژه بریند و منم گفتم بهتره زودتر این کارو بکند . خیلی به هم نزدیک بودیم ، درست عینهو ریدنه واقعیمان تو سورته همدیگه .
ریدمون تلفنی می تواند بسیار لزت بخش باشد برای آنهایی که ان هم را دوست دارند و رویشان نمیشود بگویند یا هتی می تواند انتخاب کسانی باشد که می توانند به هم برینند ولی این توری بیشتر لزت می برند .با اینکه شاید این شکلی خیلی سخت بشه فهمید انه پارت انمون تموم شده یا نه ، یا شاید همه چیزو نشه فهمید اما خوب است . اون جوری که من میدونم ، برای پارت ان هایی که تا حالا چندین و چند میلیون بار به هم ریده اند و ویجگی های ان هم را می شناسند سخت و زایه نیست . چه بسا که خوب هم است . وقتی از گه هایی که میخاستید با هم بخورید و نشده . شاید هتی ریدمون تلفنی به بهتر شناختن ان ترفه مقابلمان هم یاری برساند و فانتزی ( چی هست) های بهتر و جالبتری به دست بیاورد . آره آقا جون به اینکه شاید هر دوشون دارن ادا در میارن هم فکر کرده ام . ادا در میارن که ادا در میارن انگار ما مسعول ادا دراوردن این ان و گها هم هستیم . ریدم بهتون .
نشسته ام روی کاسه ی دشویی قرق در ان و گه . . . با چشمانی نیمه باز به آفتابه ی قرمز گوشه ی دشویی خیره شده ام و به زر زدنهایمان فکر می کنم . . . گوشی تلفن کنار دستم است ( آره تلفنمون بی سیمه اینم واسه ان و گهایی که منتزرن سوتی بگیرن از ما ) منتزرم زنگ بزنه تا بهش بگم ازگل چرا انقد دیر زنگ زدی کسافت گه ؟ و تشکر کنم از لزتی که ساعتی پیش برده ام ( به راستی آیا برده ایم ؟) وقتی گوشی رو گزاشت دیگه اصن تو همون دشویی خوابم برده بود . . . و گفت جیک سانیه دیگه زنگ می زنه که زر بزنیم دوباره .
انتر بودن
