تبليغاتX
ان نوشت

بزرگی هر کس به ریدن اوست و ریدن هر کس به اندازه ان اوست . ان برنار شا

 
این وبلاگ توسط گروه نزام بویز هک شد .
زنده باد اسحال


مرگ بر منحرفان انپرست و جنوبشری



پرهام اسحالچی و آرشام ان به آب


 
|+| نوشته شده توسط گتسونهمید در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 22:46 |
 
1
اولش یک چیز بی‌ ربط بگوییم و برینیم به خودمان. نشسته بودیم در منزل خانم و آقای کسافتی. دست ‌مان لگنی بود محتوی مقادیری اسهال. جناب انتوله آمدند کنارمان. اشارت فرمودند به لگن ما که: انبابا این چیه؟ فرمودیم – در کمال کسافت کاری و گه صفتی - : اسهاله پسرم. جناب انتوله با همان لهجه‌ی گه به گور شده شان زر زدند که: اسهال مث ان به آبه ! و رفتند به گه کاری .
بعد در همین راستا ، دو سه ‌روز قبل ، غروب که به خانه آمدیم، از ایشان پرسیدیم: انترم امروز کی ریدی؟
خیلی جدی زر زدند: ان به نیم! گاس هم که انینگی در خانواده ی ما ارسی و جنتیکی باشد . . .

2
سر انمس انمارای بزرگ ول‌کن این بازی‌های گه به سگ شما نیست. اما داشتیم فکر می‌ کردیم که یک بازی جدید از خودمان زر بزنیم . یک عیده به انمان رسید که هالا که هر ان به راهی می نشیند و انلاگ ها را دسته بندی می کند مگر ما از آن ها کمتر انیم . . .
به خسوس که یکی از این دوستان ان چایی ما را به عنوان سر دسته ی یکی از گروه های کسافت مئرفی کرده و تسدیق می کنید که وقتی کسی از سر انمس انمارای بزرگ تعریف کند ؛ هر قدر هم که عامی باشد یا قزاوتش فله ای و انکپک و به قصد ان بوسی از ما باشد با ان باید به استقبالش رفت . . .
بازی مثلن این باشد که هرکس بردارد پنج تا انلاگ را انتخاب کند و نویسنده ی هر کدامشان را درون دسشویی و در حال ریدن توسیف کند .گاس که این‌جوری:

یک- خانم انگلک

در دشویی خانه شان در انترانیه نشسته اند و منتزرند که پارتنرشان بیاید و بریند به شان . پارتنرشان نمی آید و معلوم می شود که با یک انینه ی دیگر از نزاماباد فرار کرده است و رفته است . . . انگلک هم در انلاگش می نویسد که این بار دست به انسوزی خاهد زد . . .

دو- آقای میرزا انوفسکی

در دسشویی قطار نشسته اند ؛بر گزار مردمان می نگرند و می رینند و می اندیشند... گاس هم که در انتهای تفکراتشان به این نتیجه برسند که ریدنشان در واقه تولید مسل است .

3
اعتراف می کنیم و شما هم باور کنید که گاهی همان سی ثانیه‌ی پشت چراق غرمز را هم حیف‌مان می‌آید چیزی نرینیم ارواح ان مان. می رینیم به خومان هسابی. چه ‌قدر ملت پشت سر فحش‌مان دادند هالا بماند ما هم به انمان نبود که نبود. بس که گه ایم ما دیگر . . .

4-
جره غازی بُدُم ریدُم به دیفال ....

این دوست عزیزمان محسن خان انجو هم بلاخره از سدقه ی سر دوستی با سر انمس انمارای کبیر انلاگ نویس شد.
از کرامات سر انمس انمارای بزرگ یکی هم این است که می رینیم به چهار گوشه ی دنیای هنر. . .

5-
گاس که از کرامات همان لگن اسهالی باشد که آن اول زکرش رفت که ما این قدر زر می زنیم تبق مئمول . این یکی را هم بگوییم و برینیم به خودمان. این فیلم جدید ان ریکو انگوهفسکی را دیده اید ؟ یک جایش هست که ان به تن آدم سیخ می کند. آن جایش را می گوییم که آن خانم ان بلند ( اون زنه که لباس ان نما تنشه ) شروع می کند به ریدن روی هنرپیشه ی مرد و ناگهان باران شروع به باریدن می کند و ان و آب که قاطی می شود دیگر نمی فهمیم که آن خانم ،یک اسهال پرست منهرف است یا آب باران به انش پاشیده....
گاس هم که از جلوه های ویجه باشد یا هر چیز دیگر که مغز ان خشکه ی ما به آن قد نمی دهد .


سر انمس انمارا

***

توزیه برای بیشعورها :اسهال پرستان فرقه ای منحرف و مرتد از ان پرستان اند که در انترانیه سکونت دارند و با نزاماباد که مرکز انپرستان است در تظادی نمادین ( از لهاز فغر و قنا )،، خشک و تر  می رینند .
|+| نوشته شده توسط گتسونهمید در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 21:24 |